پس از چندماه توانستم به وبلاگم دسترسی پیداکنم.روزهای سختی را پشت سر گذاشته ام مثل همه ی هموطنانم.یادآوری آن روزهای تلخ و وحشتناک لازم نیست.هنوز هم آثار و تبعات آن دست از سرمان برنداشته است.در آن مدت تنها کاری که به نظرم ...
پس از چندماه توانستم به وبلاگم دسترسی پیداکنم.روزهای سختی را پشت سر گذاشته ام مثل همه ی هموطنانم.یادآوری آن روزهای تلخ و وحشتناک لازم نیست.هنوز هم آثار و تبعات آن دست از سرمان برنداشته است.در آن مدت تنها کاری که به نظرم مفید آمد. مطالعه بود.چندین کتاب خواندم.یکی از آنها نامش این بود: جنگی که بالاخره نجاتم داد.نوشته ی کیمبرلی بروبیکر بردلی ترجمه ی مرضیه ورشوساز.کتاب را از سابت طاقچه گرفتم هم صوتی آن را گوش کردم و هم متنی آن را خواندم.مطالعه باعث می شد صدای انفجارها و لرزش ساختمان،کمتر باعث ترس و اضطرابم شود.نصب طاقچه روی گوشی برایم مفید و آرامش بخش بود.حالا دارم کتاب وقتی نیچه گریست اثر اروبن یالوم را می خوانم.
برچسب:
نویسنده: مینا شریعتی