هفته وحدت
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
هفته ی وحدت هفته، هفته ی وحدتهمیلاد نور و رحمتهمحمد(ص) است که آمدهپیام اومحبته پیام داده که آدماهمه بیاین سمت خدابه نام او به یاد اودلاتونو بدین صفا خدارو فراموش نکنیدفقط به یاد اون باشیدبه ه
اشاره به: ضرب المثلهای از خجالت آب شدن و درس را فوت آب بودن
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:43
اشاره, به:ضرب المثلهای, از خجالت, آب شدن و درس را فوت آب بودنخواب می دیدم تو مدرسهحساب داریم با هندسهمن پای تخته بودمدرس را بلد نبودمعددها را رو تختهبا گچ نوشته بودمتو حاصل ضربشونبدجوری مونده بودممعلمم
مهمونی خدا
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
رمضان آمد و مهمونی به پا شدنوبت مهمونی پاک خدا شدسفره ی خدا پر از عطر نمازهپرِ از عبادت و راز و نیازههمه دستاشون به سوی آسمونهرو لبا نام خدای مهربونهرمضان ماه دعا ماه عبادتماه مهربونی و برکت و رحمتشاعر : مهری طهماسبی دهکردی
شعرکودک با موضوع ماه رمضان
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
آی بچه ها میدونیدچرا روزه می گیریمغروب که شد دوبارهسر سفره می شینیمدعای وقت افطار چه خوب و دل نشینهدعا نماز عبادتچقد به دل می شینهتوی ماه مبارکما مهمونیم بچه هاماه رمضون میریمبه مهمونی خداشاعر:مهری طه
روزه کله گنجشکی
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
روزه گرفتهامروز یک کودککله گنجشکیروزه ی کوچکتا ظهر نخوردهآب و غذاییمی کرده قورقورشکمش گاهیظهر افطار کردهبا نان و خرمامامان بهش گفت:صد باریکلا شاعر:مهری طهماسبی دهکردی
خودسازی
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
توی ماه رمضونباید که خودسازی کنیمآدم خوبی باشیمتا خدارو راضی کنیم* حرفای بد نزنیمهمیشه خوشزبون باشیمبه کسی بد نکنیمهمیشه مهربون باشیم *روزه صبر و طاقت آدم را بیشتر می کنهخلق و خوی آدما رو خیلی بهتر می
دعا
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
دعا، شاعر:مهری طهماسبی دهکردی شب که میشه ستاره ها راهی آسمون میشندور و بر ماه میشیننهمدل و همزبون میشن شب ها بیا کنارهمبه آسمون نگا کنیمستاره ها را ببینیمبا همدیگه دعا کنیم به یاد بیاریم که خداما آدما
مرغ قشنگم
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
مرغ قشنگم مرغ قشنگم قدقدقدا می کنهشاید داره منو صـــدا می کنهدونه می خواد تا بخورهبرای من تخــــــم بذارهیه مشت دونه بر می دارمبرای مرغـــــــم می پاشم یه کاسه ی آب میارمجلوی مرغـــم میذارماون می خوره
آقای رفتگر
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
آقای رفتگرمن آقای رفتگرمزباله هارو می برمهرشب میام درِخونه هاسراغ اون زباله هاکه ریخته توی کیسه هاکیسه هارو برمی دارمداخل ماشین میذارماگه زباله جمع بشهباعث بیماری می شهیادت باشه شعارما:شهرما خانه ی ما
باد وحشی
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
باد وحشیهوهو هوهو باد آمدتند و زود و شاد آمدهوهوهوهو تکان دادلباس های روی بنداز روی شاخه گل راکشید و زود آن را کندگل پرپر شد، گلبرگشروی زمین رها شدبلبل با غصه می گفتگل از شاخه جدا شداین باد تند و وحش
خمیربازی
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
به نام خداخمیربازیمن با خمیرِبازیمی سازم اسباب بازییه جوجه و یه اردکیه اسب و یه عروسکعروسکم قشنگهموهاش طلایی رنگهروی اسبم نشستهاما چشاشو بستهمی ترسه از سواریمی کنه گریه زارییهو می پره پایینمی شین
روز بینالمللی «زندگی با هم در صلح
-
تاریخ: 1398/3/1 ساعت: 14:37
نویسنده: گروه خبر کتابک۱۶ می برابر با ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۸ روز بینالمللی «زندگی با هم در صلح» است که از سال گذشته جشن گرفته میشود.«زندگی با هم در صلح» با پذیرش تفاوتها و گوش دادن به همدیگر، شناخت یکدیگ
مار
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
من یک مار درازم خوش نقش و خوش نگارم می خزم روی زمین چون دست و پا ندارم روی تنم پر از خال پر از نقش و نگاره نگاه کنید بچه ها رنگای زیبا داره خداوند توانا این رنگارو کشیده نقش و نگار و رنگی به این خوبی کی دیده؟ *شاعر : مهری طهماسبی دهکردی
ای قوم به حج رفته.........
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
به نام خدا ای قوم به حج رفته......... مامان سفره ی شام را توی آشپزخانه پهن کرد و صدا زد: بچه ها شام حاضره ... من و خواهرم کنار سفره نشستیم. بابا هم دستهایش را شست و آمد. بسم الله الرحمن الرحیم گفتیم و شروع به خوردن کردیم. سرسفره کسی نباید صحبت می کرد. این قانون خانه ی ما بود. برای من که به پرحرفی عا...
کلاغ خبرنگار
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
قصه ی کلاغ خبرنگار یه روز کلاغ سیاهه نشسته بود رو دیوار حرفی واسه گفتن نداشت
کاردستی خانم پرستار
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
آن شب در بخش کودکان یک بیمارستان،دختر کوچولویی بستری بود.اواصلاً حوصله نداشت.دلش نمی خواست سرم توی دستش باشد و همین طور بی حرکت روی تخت بخوابد.مرتب نق می زد و به مادرش که روی یک صندلی کنار تختش نشسته بود می گفت:«پس کی این سرم تمام میشه؟من کی می تونم دوباره بلند بشم و بازی کنم؟چرا مریض شدم؟چرا دلم در...
باغبان
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
به نام خدا من دوست دارم باغبان باشم در هر زمینی گل بکارم صدها گل یاس و شقایق آلاله و سنبل بکارم هرجا زمینی خشک و خالیست با دست من آباد گردد از دیدن گل های زیبا دلهای غمگین شاد گردد شاعر:مهری طهماسبی دهکردی
چرا غذا مزه نداشت؟
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
به نام خدا یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود روزی روزگاری در سرزمینی دور، پادشاهی زندگی می کرد که مادر پیر و مهربانی داشت. کشور آنها سرزمینی آباد با باغ ها و مزرعه های پرمیوه و پرمحصول بود. مرد
گاو و شیر و تاریکی
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
به نام خدا نام داستان:گاو و شیر و تاریکی یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود توی یه روستا مردی زندگی می کرد به اسم صادق که مردم صداش می کردند عموصادق.عمو صادق گاو شیرده قشنگی داشت. گاوش خیلی شیر می داد. زن عمو صادق با شیرگاوشون پنیر و خامه و کشک و دوغ درست می کرد. یه مقدار از شیرش رو هم می فروخت...
خواب درخت
-
تاریخ: 1397/11/4 ساعت: 14:13
خواب درخت زمستونُ دوست دارم وقتی که برف می باره روی زمین یه فرشِ سرد و سفید می ذاره درختا بی برگ و بار در انتظار بهار شاید میگن خدایا بازم بهارُ بیار میگن پس از زمستون بهارمیاد دوباره شکوفه،سبزه و